خرید بک لینک
در عشق تو جان می دهم جز این از عاشق هیچ انتظاری نیست اما کاش تو هم یکبار برای من تب می کردی... ((مژگان بوربور))

برچسب: در عشق تو عقل سرنگون گشت,در عشق توام نصیحت و پند,در وفای عشق تو, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 6:46

سایه ی بی حس من و دیوار سرد خانه ات طعم تلخ و غریب بوسه را از لبان هم خوب چشیده اند.. ((راضیه برخورداری))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 6:46

به من بگو

بویِ تنِ تو

مرا به بن بست

می رساند ؟


((هلن نیک نیا))

roKZ2

برچسب: به من بگو بی وفا,به من بگو دروغاتو,به من بگو چرا, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 6:46

آنچه در يك كارگر فرای سخنوری و لفّاظی، اصيل باقی میماند، جسمانيت او، صدا و بدن اوست. بدن: اين سرزمينی كه تاكنون مستعمره و مقهور هيچ قدرتی نبوده است. ((پیر پائولو پازولينی))

برچسب: آنچه يك شهردار بايد بداند,آنچه يك دختر بايد بداند,آنچه يك مهندس برق بايد بداند, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

ما در دنیایی زندگی میکنیم که مرتب بر حجم اطلاعات افزوده میشود و معنا کمتر و کمتر میشود. ((ژان بودریار))

برچسب: ما در دنیایی زندگی میکنیم که,ما دنیاییم, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

Os29x


تو دو ديده فرو ميبندي و گويي روز روشن كو


زند خورشيد بر چشمت كه اينك من تو در بگشا


((مولوي))

roKZ2

برچسب: j d irving,j d industries,j d in law, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

اوّلین دُت، اوّلین زن، اوّلین یارُم تو بُسِّش اوّلین گلبوتِه ی غم، اوّلین خارُم تو بُسِّش اَز مِه لحظِه ی که نگاهُم اَ چَشِ مستِ تو واکَت هستی و بود و نبودُم اَز زِرِ دست تو واکَت راحتِ جونُم تو هسِّش دینُ ایمونُم تو هِسِّش لیلی نامهربون روح مجنونُم تو هِسِّش بهترین کار مو هِش تو آخرین یار مو هِش تو اوّلین مهتاب روشن تِه شُو ِتار مو هِش تو ((ابراهیم منصفی))

برچسب: اولین دت اولین زن, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

می خواستم دوباره دریا شوم. می خواستم دوباره برخیزم چون موج، وَهمی عظیم بود تنهایی. دردِ بزرگ انسان بودن آماسِ تلخِ دلم شد... ((ابراهیم منصفی))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

شب در زوال خواهش دستانم جاری بود و حجم دردناک تنم در انتظار مهربان ترین زن دنیا می سوخت. در کوچه های بومی بوی بلوغ های فاسد اندیشه های سالم را بیمار می کرد. در کوچه های بومی شب های امتحان اصول و فقه من آیه های قدیمی را در سطل های الکل و تنهایی می شستم و دختران بالغ بندر آوازهای تاریخی ام را می نوشیدند. از دست های من فریاد قرن ها نتوانستن بر می خاست فریاد قرن ها دربرزخ کثیف محرومیت ماندن و «هیچ» را دیوانه وار پذیرفتن. و دست های من فرمان منع عشقبازی سگ هایم را صادر می کرد وقتی که احتیاج شریفم را در لحظه های نتوانستن از دست می دادم. وقتی که هیچ چیز غیر از گریستن نمی توانست آن غدّه های طولانی را در ژرفنای دلم منفجر کند. شب مثل غار باستانی مجهولی بود که من در آستانه ی آغازش و لحظه های سالم خواهش هایم لای شیارهای کثیفش می مُردند. ((ابراهیم منصفی))

برچسب: شب زوالي,شاب زوالي, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

فصلی ست بسی سرد و بسی خوف انگیز انــــــــگار نمی جنبـــــد از این جـــــا پائیــــز ای تنـــــــدر دیــــــر آمـــــده، فریــــادی کـن ای ابــــــــر ببــــار ، ای بهــــــــاران برخیــــز ((ابراهیم منصفی))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

تو چون آتشِ شقایق ها که مخفیانه درخوابِ طلاییِ گندم زار گام می نهد، به همه چیز سِرایَت می کنی... ((کریستین بوبن))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

هر چه بیش تر خاطره ای را دوست داشته باشی آن خاطره قوی تر و قوی تر می شود. ((ولادیمیر ناباکوف))

برچسب: هر چه بیشتر باشد کمتر میبینی,هر چه بیشتر اوج بگیری,هر چه بیشتر بدانید کمتر معتقدید, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

باران که می بارد با من حرف ها دارد حتی جای تو ، مرا دوست دارد همه چیز ش عاشقانه ست اصلاباران می بارد تا دستش را به من بدهد مرا تا خانه همراهی کند... باران است... که همیشه جای خالی تورا پُر می کند... ((مژگان بوربور)

برچسب: باران که میبارد تو در راهی,باران که میبارد,باران که میبارد دلم برایت تنگ, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 20:34

صدایی می سوزد، با صدای عود صدایی می سوزد، در پنجره ای ،با نگاه چراغ وصدایی هیچ نمی آید از ساز و حنجره ای. پس پاروهای پوک آخرین سکوت این دریاست که می شنوم رنگی می سوزد روی تن هیزم (رنگی در این سوختگاه صبح) ورنگی،هیچ نمی ریزد از مهتاب و تکه های شکسته خورشید. زیرا گریه , صدای این دریاست که نوشته نمی شود با نت نواخته نمی شود با ساز مگر با زخمه ها و زخم بر استخوان کسی. ((بیژن نجدی))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:45

درخت می کارم زمینش می دهد ریشه بهارش برگ و برهنه اش می کند پایــیـز به خاطر دستهای من،این آغوش تا درختی دوباره زاده شود که آسمان بباردش باران که زمین بگیردش ریشه بهار، بخواندش با برگ ولختش کند پاییز به خاطر من؟ یا مرگ ((بیژن نجدی))

برچسب: شعر درخت می کارم, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

گچ و تخته های سیاه گچ و ناخن های سفید گچ و هراس دختران کلاس هنگام نوشتن عشق که یاران فراموش کردند "عشق" ((بیژن نجدی))

برچسب: گچ و تخته سیاه,گچ و تخته,گچ و تخته خانم جلالی, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

دلم می خواهد کسی برای دل من سه تار بزند ودلم سه تار بزند چه قدر دلم می خواهد که دلم بزند ((بیژن نجدی))

برچسب: دلم میخواهدت,دلم میخواهد آلزایمر بگیرم,دلم میخواهدت پالت دانلود, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

پیر شدن از شهوت به شفقت حرکت کردن است. ((آلبر کامو))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

تراژدی زندگی مدرن این است که زندگی انسانها تنها به کار و تلاش محدود شده است ((هانا ارنت))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

بدون زنان هیچ انقلابی پیروز نمی شود. شاید زنان از نظر جسمی ضعیف تر از مردان باشند اما از لحاظ روحی نیرویی قوی تر از مردان دارند. ((اوریانا فالاچی))

برچسب: زن بدون هیچ لباسی,زن بدون هیچ لباس, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

تفنگ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺳﺮﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺼﻤﻢ ﺷﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻬﺮﺍﺳﯿﻢ. (( ﺑﺮﺗﻮﻟﺖ ﺑﺮﺷﺖ))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

بعضى آدمها را بايد آنقدر تكثير كرد، تا مبادا نسلشان منقرض شود... آنها كه دليلِ حالِ خوبتان هستند... آنها كه حتى با فكر كردن بهشان، لبخند روى لبت مينشيند... همان آدمهايى كه در بدترين شرايط، شما را تمام و كمال پذيرا بودند... داريد اگر از اين ناياب ها، دو دستى بچسبيدشان ((علي قاضي نظام))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

تمامِ گنجشكانِ شهر، منتظرِ باز شدنِ چشمانت هستند! ميشود پروازشان را به تاخير نيندازى؟ ((علي قاضي نظام))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 5:44

چه کنم با دل خويش؟! آه! آه از دل من که از او نيست بجز خون جگر حاصل من... ((ابوالقاسم حالت))

برچسب: چه کنم با دل تنها,چه کنم با دل خویش,چه کنم باردار شوم, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:06

به پیش می رویم و به پس می نگریم. چه بهشتی بود! چه جهنمی بود! مردم میهن من آینده را مرور می کنند. ((آندری وزنسنسکی))

برچسب: با شکستهایم به پیش میتازم, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:06

مثلِ یک کودکِ معلول که در کُنجِ کلاس پچ پچِ هر دو نفر را به خودم می گیرم...! ((سعید صاحب علم))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:05

سال ها بعد نه اسم پسرم هستی نه کسی که با خیالت معاشقه کنم نه غریبه ای که روزی با یک نگاه صد خاطره شوی تو تنها یک دلیل کوچکی دلیل سیگاری بودنم .. ((ملینا محبوب))

برچسب: سال ها بعد,سال ها بعد من زنی هستم,سال ها بعد قهرمان قصه, نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:05

زندگی کردن، نایاب ترین چیز در دنیاست. بیشتر مردم فقط وجود دارند همین! ((اسکار وایلد))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:05

خودت باش. دنیا بندۀ اصالت است. ((اینگرید برگمن))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:05

نام مرا بنویسید پای تمام بیانیه هایی که لبخند و بوسه را آزاد می خواهند پای بیانیه هایی که نمی خواهند درختی قطع شود پرنده ای بهراسد چهارپایه ای بلغزد زیر پای کسی پای بیانیه هایی که می ترسند کودکی گریه کند. ((ناهید عرجونی))

برچسب: نویسنده: هستی عباسی تاريخ: يکشنبه 14 آذر 1395 ساعت: 8:05

صفحه بندی